شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۱۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا کرد زیر سایه نهان زلفت آفتابافتاد همچو ذره مرا دل در اضطراب
۲
هر کس که چین زلف ترا گاه وصف گفتمشک خطا نراند سخن بر ره صواب
۳
زلف تو سنبلیست که لالاش عنبرستجز خون سوخته نبود هیچ مشک ناب
۴
از نازکی برون تنت دل بود پدیدز انسان که سنگریزه پدیدست اندر آب
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth