خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیتو ایجان و جهان کار من از دست برفتدل شیدا ز برم تا بتو پیوست برفت
۲
عقلم آمد که بصبرم کند ارشاد و لیکچون مرا دید چنین شیفته ننشست برفت
۳
سنبل زلف تو چون سلسله جنباند ز دوربیخود از جا دل سودا زده برجست برفت
۴
دل اسیر خم ابروی کمان پیکر تستچاره ئی نیست کنون تیر چو از دست برفت
صفحهٔ ۱ از ۲