خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بر دلم از جور او امبار بار دیگرستباش کو صد بار بود این نیز بار دیگرست
۲
بنده آن سرو آزادم که دایم بهر اوهر دمی از هر دو چشمم جویبار دیگرست
۳
در هوای عارض همچون گل بیخار اوچشم من چون ابر نیسان اشکبار دیگرست
۴
با خرد گفتم که سرو راستی بالای اوستگفت نی خپ باش کآنجا کار و بار دیگرست
صفحهٔ ۱ از ۲