خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر گل سیراب تو از غالیه خالیستحقا که مرا تیره تر از خال تو حالیست
۲
طغرای خم ابروی مشکینت نداردمه گر چه از آن روی چو خورشید مثالیست
۳
در باغ لطافت قد چون سرو روانتچشم بد ازو دور برومند نهالیست
۴
محراب دلست آن خم ابروت که گوئیاز غالیه بر پیکر خورشید هلالیست
صفحهٔ ۱ از ۲