خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۶۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شهره شهر شد از غایت خوبی رویتای شده ترک فلک از دل و جان هندویت
۲
هست رخسار تو یک ماه که در غره اوجلوه دادست دو عنبر ز هلال ابرویت
۳
چشم بد دور که بستان ارم را گه حسنخار اندوه نهادست گل خود رویت
۴
فتنه دور قمر نیست در آفاق کنونبجز آن غمزه غمازوش جادویت
صفحهٔ ۱ از ۳