شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۷۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا تُرکانه چشم او به مستی گر جفاها گفتچرا در تاب شد زلفش جفا گر گفت ما را گفت
۲
بت شیرین‌سخن گرچه جوابم تلخ گفت اماز جان خوش‌تر همی‌آید دلم را ز آنکه زیبا گفت
۳
لب و دندانش را هرکس چو دید از لطف و دلجوییمر این را سِلکِ مروارید و آن را لعل گویا گفت
۴
چو دیدم روی او گفتم که این هم دل بر دهم دینهمین گفت آنکه دید او را نه این بیچاره تنها گفت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth