خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزدز طاق ابرویش خود را بزنجیر اندر آویزد
۲
کسی در کوی عشق او بپایان میبرد پیمانکه چون پا در نهد اول بدست خود سر آویزد
۳
بیاد رسته دندان همچون در شهوارشز تار هر مژه چشمم هزاران گوهر آویزد
۴
بناگوش چو سیم او و بروی دانه های درمه است ار نه بگرد رخ نگر این زیور آویزد
صفحهٔ ۱ از ۳