خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیرچشم بد دور ز رخسار تو ای بدر منیر
۲
از غم عارض چون شیر و لب چون شکرتدر گدازست تنم همچو شکر اندر شیر
۳
ناوک غمزه خونریز مزن بر دل مننیست محتاج کمان گوشه ابروت بتیر
۴
هست رخسار من از عشق تو در خون جگرهمچو در آب بقم غرق شده برگ زریر
صفحهٔ ۱ از ۳