شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۱۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکرگو ببین چشم و لبش راست چو بادام و شکر
۲
نه لب و چشم همه شکر و بادام بودچشم و لب دلبر ما راست چو بادام و شکر
۳
بهر چشم و لبش ار جان بدهم شاید از آنکآرزوی دل شیداست چو بادام و شکر
۴
گر چه از چشم و لبش دید زیانها دل منلیک آنرا بهوس خواست چو بادام و شکر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth