خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباشوگرچه با منت آئین جفاست گو میباش
۲
بیا که گر گذرت بر دو چشم من باشدچو خاک پای توأم توتیاست گو میباش
۳
اگر چه در بر کافور عارضت افعی استترا چو لعل زمرد نماست گو میباش
۴
بچین زلف چو شام تو مایلست دلمشدن بجانب چین گر خطاست گو میباش
صفحهٔ ۱ از ۳