خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوفشد شکل یک هلال ز خورشید در کسوف
۲
حسن رخت بسبزه خطت تمام شدنادر مهی که هست تمامیش در خسوف
۳
سطح سپهر پر شود از ماه و آفتابچون نور عارضت رود از روزن سقوف
۴
گر جان چو سایه در پی مهرت روان بودز آن خوشتر آیدم گه کند در برم وقوف
صفحهٔ ۱ از ۲