خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۱۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای قاعده زلف دلاویز تو مشکلز آنغالیه گون سلسله آسان تو مشکل
۲
گفتم که لبت خون دلم ریخت خطا بودبا چشمه حیوان نتوان گفت که قاتل
۳
زینسان که زند دیده دریا صفتم موجناگاه فتد مردم آبیش بساحل
۴
زلف تو بتخویف دلم سلسله جنباندخرم دل دیوانه گر اینست سلاسل
صفحهٔ ۱ از ۲