خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۰۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا فتادست نظر بر رخ رخشان توامبر تو آشفته تر از زلف پریشان توام
۲
صفت حسن تو آئینه کند با تو بیاننه دل خسته که من واله و حیران توام
۳
گر مرا جان و جهان در سر سودات شوداز تو تاوان نتوان خواست که من ز آن توام
۴
ورکنی دیده پر از خون سیاهم چو دواتسر بود همچو قلم بر خط فرمان توام
صفحهٔ ۱ از ۳