خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غممرا در عشق او چشمیست دائم غرق آب از غم
۲
خیالش را توان دیدن بخواب اما کجا بینمچو اندر دیده می ناید مرا ایدوست خواب از غم
۳
دل غمگین من دارد هوای لعل میگونتچو میداند که نرهاند کس او را جز شراب از غم
۴
جگر خوارست معشوق و جگر خونست عاشق راولی گر سر فرود آرد دلی دارم خراب از غم
صفحهٔ ۱ از ۲