شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدمبی زحمت تن ساعتی در عالم جان آمدم
۲
هرچ آن حجاب راه بود از پیش دور انداختمز آن پس مجرد همچو جان در پیش جانان آمدم
۳
ترسم که نبود پاسبان از حال من آگه شودآگه کجا گردد که من از خویش پنهان آمدم
۴
در هجر جانان مدتی با درد دل در ساختمدردم رسید اکنون بجان نزدیک درمان آمدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth