خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهانگشت شادی از دل غمگین این مسکین نهان
۲
بر بنا گوش چو صبحش زلف همچون شام منگوئیا کافور دارد زیر مشک چین نهان
۳
کفر زلف اوست دینم هر که خواهی گو بدانکفر باشد گر زبیم خلق دارم دین نهان
۴
دارم اندر چین زلف کژ نهاد او دلیراست چون صاع ملک دربار بن یامین نهان
صفحهٔ ۱ از ۳