خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بود در شکن طره جانان دل منهمچو گوئی بود اندر خم چوکان دل من
۲
ای کمان خم ابروی تو پیوسته بزهشد ز تیر غم تو ترکش و قربان دل من
۳
دل خیال سر زلفین تو دیدست بخوابتا چها بیند ازین خواب پریشان دل من
۴
با تو پیمان دلم هست چنان پا برجاکه رود سر نرود از سر پیمان دل من
صفحهٔ ۱ از ۳