خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخنکه هست سرخی آنش هنوز بر ناخن
۲
مرا گشاد و کشید آنصنم بصد دستانهزار ناخنه در چشم و در جگر ناخن
۳
قمر کبود رخ از بهر آن بود که زد استبدست حسن بتم در رح قمر ناخن
۴
مرا خبر نه و افزون شدست رنج دلمچنانکه میشود افزوده بیخبر ناخن
صفحهٔ ۱ از ۳