خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایانسلطان حسن آخر بخشای بر گدایان
۲
بیگانه ایم با خود تا با تو آشنائیمبیگانه وار مگذر بر کوی آشنایان
۳
با هر که عهد بستی چون زلف خود شکستیمعلوم شد که هستی سر خیل بیوفایان
۴
در ملک دلربائی سلطان با نوائیمعذوری ار نیائی نزدیک بینوایان
صفحهٔ ۱ از ۳