خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بکمند تابدارت که مهست در خم اوبه بنفشه عذارت که گلست همدم او
۲
بدو چشم اهوانش که دو مست شیر گیرندکه توان گرفت و نتوان کم جان خود کم او
۳
من و درد عشق جانان ز کسی دوا نجویمبهزار شادمانی ندهم دمی غم او
۴
عرق سمن نسیمش که فراز لاله بینیز گل چمن نگوئی و ز زلف شبنم او
صفحهٔ ۱ از ۲