خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداختهسایه شعر سیه بر آفتاب انداخته
۲
بر کشیده لاله گلبوی را نیل صبوحسنبل سیراب را در پیچ و تاب انداخته
۳
عارضش غرق عرق از می ولی با رنگ و بویبود گوئی سیب سرخ اندر گلاب انداخته
۴
تار باید دل ز هشیاران و پنداری که هستنرگس مست ترا در نیم خواب انداخته
صفحهٔ ۱ از ۲