شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۵۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هستم بجستجوی تو پوینده کو بکوباشد که با توأم فتد از دست روبرو
۲
عشقت درید پیرهن صبر من چنانکنتوان بدست عقل توان کردنش رفو
۳
گر بگذری بشهر ز غوغای عاشقانسیلاب خون روان شود اندر چهار سو
۴
من از تو دور و با تو رقیبست همنشینهست این ز روزگار که بادا برو تفو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth