خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاهکز تاب آفتاب شود با فروغ ماه
۲
آید بگوشش از لب میگون تو سلامچشمش کند بطلعت میمون تو نگاه
۳
گفتم که بار عشق تو ایجان نازنینبر کوه اگر بود شود از ضعف همچو کاه
۴
زان بیشتر که چشمه آبحیات توگردد نهفته در ظلمات از خط سیاه
صفحهٔ ۱ از ۲