خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نور روی روشنت افتد بر آینهاز زنگ تیره می نشود دیگر آینه
۲
ور آینه به پیش رخ چون مه آوریگردد مصور از رخ تو جان در آینه
۳
در روی آینه چو تبسم کنی بلطفگردد صدف مثال پر از گوهر آینه
۴
میخواست تا شود بصفا همچو روی توصد سوز و تاب یافت ز آهنگر آینه
صفحهٔ ۱ از ۲