شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۷۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مرا زنجیر زلف او بدان سان کرد دیوانهکه از سودای او کشتم ز عقل خویش بیگانه
۲
رموز حسن لیلی را که دریابد بجز مجنونبدین ده ره نیارد عقل هر فرزانه
۳
گرم سر در سر کارش رود زو بر ندارم دلتوانم دل ز جان برکند و نتوانم ز جانانه
۴
بمجلس گر بر اندازد نقاب از عکس رخسارشنگارستان چین گردد درو دیوار کاشانه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth