خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای داده دل بمهر تو تا بر تو نوگلیدر گلشن امید تو نالان چو بلبلی
۲
جز عارضت که از همه خوبان سر آمدستهرگز شکفت بر سر سرو سهی گلی
۳
دور و تسلسل ار چه محالست نزد عقلدوری خوشست خطت و زلفت تسلسلی
۴
باز اشک و چهره سیم و زری میدهد عجبهستم بفر دولت او با تجملی
صفحهٔ ۱ از ۲