خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بمراد دل من گر بودم دسترسینزنم تا بزیم بیرخ جانان نفسی
۲
در سر من هوس زلف تو خوش سودائیستنرود سر برود ار سر ازینسان هوسی
۳
هر چه در مستی عشق تو کنم خرده مگیرعاشق و مست کجا مینگرد پیش و پسی
۴
نروم از سر کوی تو ببد گفت رقیبشبروان باز نه ایستند ببانگ عسسی
صفحهٔ ۱ از ۲