خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بتا از نازکی گوئی ز سر تا پا همه جانیز جان نازکتر ار باشد تو سرو سیمبر آنی
۲
نهم رخ بر رخ خوبت بر غم خصم تا بیندکه بشکفته گل رعنا فراز سرو بستانی
۳
خوشا روی دلارایت ز می بروی هزاران خویلطیف و پاک چون بر گل سرشک ابر نیسانی
۴
مرا چون در وفای تو کنار از دیده دریا شدتو کشتی جفا چندین چرا بر خشگ میرانی
صفحهٔ ۱ از ۳