خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بر سریر حسن تویی ماهچهرهایهستم ز عشق تو در شهر شهرهای
۲
ز آن در شاهوار و بناگوش همچو سیمهستند در مقار نه ماهی و زهرهای
۳
چون جزع دلفریب تو هرگز به جادویینامد برون ز حقه افلاک مهرهای
۴
چشم بد از تو دور که مانی به عمر خویشنقشی نبست چون تو و نگشاد چهرهای
صفحهٔ ۱ از ۲