شعر را زندگی کن
خلوتی با ابن یمین

شمارهٔ ۲۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا شد درست بر تو که پیمان شکسته‌ایما را امید در دل و در جان شکسته‌ای
۲
آن عهد نادرست که دشوار بسته شددستت درست باد که آسان شکسته‌ای
۳
چون گوی بی‌قرار و چو چوگان خمیده‌امبر گوی ماه تا خم چوگان شکسته‌ای
۴
تا پسته را به خنده شکرریز کرده‌ایبر نازکی غنچه خندان شکسته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth