خلوتی با ابن یمین
شمارهٔ ۳۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر نشینم با تو در خلوت به شادی یک دمیاز غبار خود نبیند چشم دل دیگر نمی
۲
حاصل از عالم دمی دانم که گویم با تو رازاهل دلرا زین دمی خوشتر ز ملک عالمی
۳
ایدل از دلبر مدار امید شادی بهر آنکعاشقانرا بهره از معشوق بس باشد غمی
۴
گر خرد داری بگرد بهگزینی پر مگردکز پی این دور ماند از خلد همچون آدمی
صفحهٔ ۱ از ۲