شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یاراگر تو شکیب داری طاقت نمانْد ما را
۲
باری به چشم احسان در حال ما نظر کنکز خوان پادشاهان راحت بود گدا را
۳
سلطان که خشم گیرد بر بندگان حضرتحکمش رسد ولیکن حدی بود جفا را
۴
من بی تو زندگانی خود را نمی‌پسندمکآسایشی نباشد بی دوستان بقا را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth