شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز اندازه بیرون تشنه‌ام، ساقی بیار آن آب رااول مرا سیراب کن، وآن گه بده اصحاب را
۲
من نیز چشم از خواب خوش، بر می‌نکردم پیش از اینروز فراق دوستان «شب‌خوش» بگفتم خواب را
۳
هر پارسا را کآن صنم در پیش مسجد بگذردچشمش بر ابرو افکند باطل کند محراب را
۴
من صید وحشی نیستم در بند جانِ خویشتنگر وی به تیرم می‌زند، اِستاده‌ام نُشّاب را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth