خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وقت طرب، خوش یافتم آن دلبر طناز راساقی بیار آن جام می، مطرب بزن آن ساز را
۲
امشب که بزم عارفان از شمع رویت روشن استآهسته تا نبود خبر، رندان شاهدباز را
۳
دوش ای پسر می خوردهای؛ چشمت گواهی میدهدباری حریفی جو که او مستور دارد راز را
۴
روی خوش و آواز خوش دارند هر یک لذتیبنگر که لذت چون بُوَد محبوب خوشآواز را
صفحهٔ ۱ از ۳