شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با جوانی سر خوش است این پیر بی‌تدبیر راجهل باشد با جوانان پنجه کردن پیر را
۲
من که با مویی به قوّت برنیایم ای عجببا یکی افتاده‌ام کو بُگسلد زنجیر را
۳
چون کمان در بازو آرد سروقدِّ سیم‌تنآرزویم می‌کند کآماج باشم تیر را
۴
می‌رود تا در کمند افتد به پای خویشتنگر بر آن دست و کمانْ چشم اوفتد نخجیر را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth