خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چه دلها بردی ای ساقی به ساق فتنهانگیزتدریغا بوسهْ چندی بر زنخدان دلاویزت
۲
خدنگ غمزه از هر سو نهان انداختن تا کیسپر انداخت عقل از دست ناوکهای خونریزت
۳
برآمیزی و بگریزی و بنمایی و برباییفغان از قهر لطفاندود و زهر شِکَّرآمیزت
۴
لب شیرینت ار شیرین بدیدی در سخن گفتنبر او شکرانه بودی گر بدادی ملک پرویزت
صفحهٔ ۱ از ۲