شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۸۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مگر نسیم سحر بوی زلف یار منستکه راحت دل رنجور بی‌قرار منست
۲
به خواب در نرود چشم بخت من همه عمرگرش به خواب ببینم که در کنار منست
۳
اگر معاینه بینم که قصد جان داردبه جان مضایقه با دوستان نه کار منست
۴
حقیقت آن که نه در خورد اوست جان عزیزولیک درخور امکان و اقتدار منست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth