شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سفر دراز نباشد به پای طالب دوستکه زندهٔ ابدست آدمی که کشتهٔ اوست
۲
شراب‌خوردهٔ معنی چو در سماع آیدچه جای جامه که بر خویشتن بدرّد پوست
۳
هر آن که با رخ منظور ما نظر داردبه ترک خویش بگوید که خصم عربده‌جوست
۴
حقیر تا نشماری تو آب چشم فقیرکه قطره قطرهٔ باران چو با هم آمد جوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth