خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار من آن که لطف خداوند یار اوستبیداد و داد و رد و قبول اختیار اوست
۲
دریای عشق را به حقیقت کنار نیستور هست پیش اهل حقیقت کنار اوست
۳
در عهد لیلی این همه مجنون نبودهاندوین فتنه برنخاست که در روزگار اوست
۴
صاحبدلی نماند در این فصل نوبهارالا که عاشق گل و مجروح خار اوست
صفحهٔ ۱ از ۳