شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خورشید زیر سایه زلف چو شام اوستطوبی غلام قد صنوبرخرام اوست
۲
آن قامتست نی به حقیقت قیامتستزیرا که رستخیز من اندر قیام اوست
۳
بر مرگ دل خوشست در این واقعه مراکآب حیات در لب یاقوت‌فام اوست
۴
بوی بهار می‌دَمَدَم یا نسیم صبحباد بهشت می‌گذرد یا پیام اوست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth