خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر چه در روی تو گویند به زیبایی هستوان چه در چشم تو از شوخی و رعنایی هست
۲
سروها دیدم در باغ و تأمل کردمقامتی نیست که چون تو به دلآرایی هست
۳
ای که مانند تو بلبل به سخندانی نیستنتوان گفت که طوطی به شکرخایی هست
۴
نه تو را از من مسکین نه گل خندان راخبر از مشغلهٔ بلبل سودایی هست
صفحهٔ ۱ از ۳