خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه خود اندر زمین نظیر تو نیستکه قمر چون رخ منیر تو نیست
۲
ندهم دل به قد و قامت سروکه چو بالای دلپذیر تو نیست
۳
در همه شهر ای کمانابروکس ندانم که صید تیر تو نیست
۴
دل مردم دگر کسی نبردکه دلی نیست کان اسیر تو نیست
صفحهٔ ۱ از ۲