خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چو تُرک دلبر من شاهدی به شنگی نیستچو زلف پرشکنش حلقهٔ فرنگی نیست
۲
دهانش ار چه نبینی مگر به وقت سخنچو نیک درنگری چون دلم به تنگی نیست
۳
به تیغ غمزهٔ خونخوار لشکری بزنیبزن که با تو در او هیچ مرد جنگی نیست
۴
قوی به چنگ من افتاده بود دامن وصلولی دریغ که دولت به تیزچنگی نیست
صفحهٔ ۱ از ۲