شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم آن سنگ دل پریشان داشتیار دل برده دست بر جان داشت
۲
دیده در می‌فشاند در دامنگوییا آستین مرجان داشت
۳
اندرونم ز شوق می‌سوزدور ننالیدمی چه درمان داشت
۴
می‌نپنداشتم که روز شودتا بدیدم سحر که پایان داشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth