خلوتی با سعدی
غزل شمارهٔ ۱۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش دور از رویت ای جان، جانم از غم تاب داشتابر چشمم بر رخ از سودای دل سیلآب داشت
۲
در تفکر عقل مسکین پایمال عشق شدبا پریشانی دل شوریده چشم خواب داشت
۳
کوس غارت زد فراقت گِرد شهرستان دلشحنهٔ عشقت سرای عقل در طبطاب داشت
۴
نقش نامت کرده دل محراب تسبیح وجودتا سحر تسبیحگویان، روی در محراب داشت
صفحهٔ ۱ از ۲