شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۰۸ - قیامت و حشر و نشر

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو در نورد دفراش امر کن فیکونسرای پرده سیماب رنگ آینه گون
۲
چو قلع گردد میخ طناب دهر دو رنگچهار طاق عناصر شود شکسته ستون
۳
نه کله بندد شام از حریر غالیه رنگنه حله پوشد صبح از نسیج سقلاطون
۴
مخدرات سماوی تتق بر اندازندبجا نماند این هفت قلعه مدهون
صفحهٔ ۱ از ۱۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth