شعر را زندگی کن
خلوتی با جمال‌الدین عبدالرزاق

شمارهٔ ۱۱۲ - قصیده

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زهی گشاده بمدح تو روزگار دهنزهی نهاده بحکم تو آسمان گردن
۲
که محاوره چون آفتاب نورافشانکه مناظره چون روزگار خصم شکن
۳
بنزد کوه وقار تو کوه بی سنگستبپیش جود و سخای تو ابرتردامن
۴
چو نور رای تو هرگز نتافت خورزفلکچو لفظ عذب تو هرگز نخاست در زعدن
صفحهٔ ۱ از ۸
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth