شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوش می‌روی به تنها، تن‌ها فدای جانتمدهوش می‌گذاری یاران مهربانت
۲
آیینه‌ای طلب کن تا روی خود ببینیوز حُسنِ خود بماند انگشت در دهانت
۳
قصد شکار داری یا اتفاق بُستانعزمی درست باید تا می‌کشد عنانت
۴
ای گلبن خرامان با دوستان نگه کنتا بگذرد نسیمی بر ما ز بوستانت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth