شعر را زندگی کن
خلوتی با سعدی

غزل شمارهٔ ۱۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانتآه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت
۲
در دلم هیچ نیاید مگر اندیشه وصلتتو نه آنی که دگر کس بنشیند به مکانت
۳
گر تو خواهی که یکی را سخن تلخ بگوییسخن تلخ نباشد چو برآید به دهانت
۴
نه من انگشت نمایم به هواداری رویتکه تو انگشت نمایی و خلایق نگرانت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth