خلوتی با جمالالدین عبدالرزاق
شمارهٔ ۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هیچ کس را هوش عشق تو درسر نشودکش غم هجر تو با مرگ برابر نشود
۲
نتوان کشت مرا گر طمع وصل کنمهیچ عاشق بچنین جرمی کافی نشود
۳
جان زمن خواهی ودانی که محابانکنمبوسه خواهم و دانم که میسر نشود
۴
از دل و دوست بدردم من و میباید ساختکه کسی از دل و از دوست بداور نشود
صفحهٔ ۱ از ۲